مشکلات نصحیت کردن

می خواهید کودکتان گوش بدهد و بیاموزد؟ موعظه نکنید!

کودکان به راحتی موعظه های والدین را نادیده می گیرند، اما پرسیدن سؤالات درست، کودک را به فکر وا می دارد.

کودکان خیلی وقت ها کارهایی را انجام می دهند که می دانند نباید انجام دهند، و این موضوع می تواند پدر و مادرها را بسیار عصبانی کند. در اینگونه مواقع نصیحت کردن یک انتخاب وسوسه کننده است. ما می خواهیم خِرَد خود را با کودکمان سهیم شویم و امیدواریم که با صحبت کردن، موضوع برای کودکمان جا بیفتد و کودک متوجه اشتباه خود شده و هیچوقت آن اشتباه را تکرار کند. ما تصور می کنیم که اگر به مدت کافی و با دقت لازم مسئله را برای کودک توضیح دهیم، نهایتاً کودک نکته را می گیرد!

کودکتان گوش بدهد و بیاموزد

اشکال نصیحت کردن چیست؟

مشکل اینجاست که نصیحت کردن جواب نمی دهد. پژوهشگران آموزشی سالهاست که دریافته اند که دانش آموزان، بیش از آنکه از نصیحت کلامی چیزی بیاموزند، از طریق مشارکت فعالانه در مورد یک موضوعمی آموزند. به همین نحو، تحقیقات مربوط به ترتیب کودک نیز نشان داده اند که نصیحت کلامی، غُر زدن، سرزنش و به صحبت گرفتن کودک یا نوجوان، باعث ایجاد حس همکاری در او نمی شود. شنیدن نارضایتی بقیه از اشتباهات و تقصیرات ما - آن هم با تفصیل - و اینکه چطور در برآورده کردن انتظارات دیگران شکست خورده ایم، در هیچکس حس خوبی ایجاد نمی کند. وقتی این نصیحت ها طولانی مدت و به دفعات زیاد صورت گیرند، کودک به احتمال زیاد با حالتی تدافعی یا با بی میلی پاسخ می دهد و پس از مدتی از گوش دادن به نصایح دست می کشد.

کودکان به راحتی موعظه های والدین را نادیده می گیرند، اما پرسیدن سؤالات درست، کودک را به فکر وا می دارد.

نصیحت های کلامی متعدد و طولانی، به کودک حس "بد" و "ناکافی" بودن می دهد و والدین باید در عوض به کودک کمک کنند تا رشد کند و بیاموزد.

به جای نصیحت کردن چه کار می توان کرد؟ 

با پرسیدن سؤال، ما می توانیم به کودک کمک کنیم که در مورد شرایط دشوار، فکر کند و به نحو مثبتی از این شرایط درس بگیرد و رشد کند. از سؤالات اتهام زننده نظیر اینکه "چرا اینکار را کردی؟" یا "با خودت چی فکر کردی؟" یا "مشکلت چیه؟" خودداری کنید زیرا کودک جوابی برای اینگونه سؤالات ندارد. 

به جای پرسیدن سؤالاتی مربوط به آنچه که اتفاق افتاده و سؤالاتی که یادآور اشتباهات گذشته کودک است، به طرح سؤالات مربوط به آینده بپردازید که کودک را در آینده به انتخاب های درست تشویق می کنند. در اینجا ده مورد از این قبیل سؤالات را مطرح کرده ایم: 
حالا باید چه کار کنی؟

برای اینکه برای چنین شرایطی آمادگی داشته باشی چکار باید بکنی؟

برای اینکه این کار را با موفقیت تمام کنی برنامه ات چیست؟

چطور دفعه ی بعد به خاطر خواهی داشت که ... ؟

برای اینکه حال او بهتر شود چکار می توانی بکنی؟

چطور می توانی شرایط پیش آمده را جبران کنی (یا تأسف خود را از این بابت نشان دهی)؟

برای اینکه دفعه بعد این اتفاق نیفتد چکار می توانی بکنی؟

دفعه بعد چه چیزی را باید متفاوت انجام دهی؟

حالا (یا از این به بعد) چکار می توان کرد؟

من چطور می توانم کمکت کنم؟

همه این سؤالات را مطرح نکنید چون در این صورت مکالمه شما به شکل یک بازجویی در می آید. نکته اینجاست که ما به جای نصیحت کردن، با سؤال کردن می توانیم کودک را به فکر واداریم. همچنین با این روش می توانیم به کودک نشان دهیم که به توانایی او برای پیشرفت در مسیر درست اعتماد داریم. ما همیشه نمی توانیم به کودک بگوییم که چه کارهایی بد یا خوب هستند، اما از طریق پرسیدن سؤالات دوستانه، می توانیم کودک را راهنمایی کنیم تا یاد بگیرد که خودش در مورد کارها و انتخاب هایش فکر کند. 



اشتراک گذاری

مطالب مرتبط

مطالب مرتبط